زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه دوازدهم

1391/7/21 23:54
نویسنده : الی
144 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان

دیروز یه عالمه برات نوشتم   ولی وقتی اومدم پای کامپیوتر همش پریده بود

احساس میکنم که یکی مطلبام رو خونده   اینم شانس من  هرجایی که دلم میخواد حرفام رو بنویسم یکی پیدا میشه و لو میره  ای کاش حداقل خودش بیاد وبهم بگه که من بدونم کی اینجا رو خونده و کمی خیالم راحت بشه

فعلا مینویسم ولی شاید بعدا ادرس رو عوض کنم  هر چند که این ادرس رو خیلی دوست دارم

 

از اینجا گفته بودم که پریشب شب خیلی بدی بود  من بابا سر موضوع بیخود بحث کردیم و من واقعا غصه خوردم  دیشب که با بابا صحبت میکردیم بهم گفت که تقصیر خودته  دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم  خیلی خسته ام و اصلا حوصله زندگی کردن ندارم  مثل یه مرده متحرکم که فقط وقایع روزانه رو انجام میده و هیچ هدفی نداره  اینقدر این حالت برام زیاده که حتی خواب تو هم خنده رو لبم نمیاره

دلم یه جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغـــــــــــــــ  از ته دل میخواد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)